اطلاعات دارويي به کانال اطلاعات وتازه های دارویی درتلگرام بپیوندید@drsaeedkhosravi

آمار مطالب

کل مطالب : 791
کل نظرات : 107

آمار کاربران

افراد آنلاین : 0
تعداد اعضا : 2

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 3
باردید دیروز : 6
بازدید هفته : 44
بازدید ماه : 631
بازدید سال : 777
بازدید کلی : 777
نویسنده : doctorsaeed
تاریخ : شنبه 06 مهر 1392
نظرات 0

ایّام جوانی

شاعر:کریم فکور

آهنگ ساز:زنده یادهمایون خرّم

آلبوم:تصویر خیال

خواننده:بهرام حصیری

همچو روزگار هجرانی، یا شب سیاه طوفانی

محنت آری و، پریشانی، ای دو روزه جوانی

همچو روزگار هجرانی، یا شب سیاه طوفانی

محنت آری و، پریشانی، ای دو روزه جوانی

شراره هایی، تو برفروزی، که خرمن جان من بسوزی

مرا تو افکندی، به دام عشق و آرزویی

که روز و شب سوزم، به داغ عشق لاله رویی

ز شهر شیدایی، فغان و مویه، هدیه آری

تو ای جوانی جز، بلا، برای من چه داری

چو از بلایت ای جوانی، شدم اسیر ناتوانی، دگر نیایی و نمانی

تو روزگار سوز و دردی، چه ها که با دلم نکردی، مرا چه غم که برنگردی

به شوق آن مَه رو، به عشق آن گیسو، دمی ز پا ننشستم

ز دست من رفت آن، گلی که در راهش، تو رفته ای از دستم

همچو روزگار هجرانی، یا شب سیاه طوفانی

محنت آری و، پریشانی، ای دو روزه جوانی

ای دو روزه جوانی

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 6192
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : doctorsaeed
تاریخ : دوشنبه 01 مهر 1392
نظرات 0

تعداد بازدید از این مطلب: 3130
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : doctorsaeed
تاریخ : دوشنبه 01 مهر 1392
نظرات 0

هر كه دل‌آرام ديد از دلش آرام رفت، چشم‌ ندارد خلاص هر كه در اين دام رفت... .  دهه هفتادي‌ها، با شنيدن اين تصنيف، چهره جمال‌الدين منبري جلوي چشمانشان عيان خواهد شد؛ آوازي زيبا كه در دو دهه گذشته بر زبان‌ها جاري بوده است. منبري، متولد 1339 در محله اميريه تهران، از سال 1355 فراگيري موسيقي را آغاز كرد. وي علاوه بر خوانندگي، با سنتور و تنبك آشنايي كامل داشته و همچنين در زمينه آهنگسازي و سلفژ و موسيقي‌هاي كلاسيك سال‌ها تحصيل و تدريس نموده است. ساز تخصصي استاد سنتور است. وي آموزش موسيقي را در دانشكده هنرهاي زيبا و كلاس‌هاي خصوصي و عمومي زير نظر استاداني چون شجريان، پايور،  سرير، دهلوي، رياحي و استاد عليرضا مشايخي طي كرده است. او با صدا و سيما و وزارت فرهنگ ارشاد اسلامي نيز همكاري گسترده‌اي دارد.

یادتو

شعر:شیخ اجل سعدی

خواننده: جمال الدین منبری

آهنگ ساز: محمد سریر

 

هر  که  دلارام  دید  از  دلش  آرام  رفت    چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت

 

یاد  تو می‌رفت  و ما عاشق و بی ‌دل بدیم      پرده   برانداختی   کار   به   اتمام   رفت

 

ماه نتابد به روز چیست  که در خانه تافت    سرو نروید  به بام  کیست که بر بام رفت

 

مشعله‌ای  برفروخت پرتو خورشید عشق    خرمن  خاصان  بسوخت خانگه عام رفت

 

عارف  مجموع  را  در  پس  دیوار  صبر   طاقت  صبرش  نبود  ننگ  شد و نام رفت

 

گر به همه عمر خویش با  تو برآرم دمی    حاصل  عمر  آن  دمست  باقی  ایام  رفت

 

هر  که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت    آخر عمر از  جهان  چون  برود خام رفت

 

ما  قدم  از  سر  کنیم   در  طلب  دوستان    راه  به جایی  نبرد  هر  که  به  اقدام رفت

 دراین دام رفت

همت  سعدی به  عشق  میل  نکردی ولی    می چو  فروشد  به کام عقل به ناکام رفت

 برروی تصویرراست کلیک کرده وplayراانتخاب کنید

 

تعداد بازدید از این مطلب: 9529
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : doctorsaeed
تاریخ : پنج‌شنبه 28 شهریور 1392
نظرات 0

تعداد بازدید از این مطلب: 4981
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : doctorsaeed
تاریخ : چهارشنبه 27 شهریور 1392
نظرات 0

تو راست میگی

ترانه سرا : مهرزاد امیرخانی / آهنگساز: مرتضی پاشایی / 
(
پازل باند : مهران عباسی , علی رهبری , آرین بهاری )

خواننده:مرتضی پاشایی

امشب می خوای بری بدون من

خیس چشای نیمه جون من 

حرفات نمی شه باورت چی کار کنم خدایا

راحت داری می ری که بشکنم

عشقم بزار نگات کنم یه کم

شاید بامن بمون ای قصه ی باد

به جون تو

دیگه نفس نمونده واسه ی من

نرو تو هم دیگه دلم رو نشکن

دلم جلو چشات داره می میره

نگام نکن

بزار دلم بمونه روی پاهاش

فقط یه ذره آخه مهربون باش

خدا ببین چه جوری داره می ره

آره تو راست می گی که بد شدم

آروم میگی که جون به لب شدم

امشب بمون اگه بری چیزی درست نمی شه

ساده نمی شه بی خبر بری

عشقم بگو نمی شه بگذری از من

بگو کنارمی همیشه

تو رو خدا

ببین چه حالیم نگو که می ری

دلم می خواد که دستامو بگیری

نرو بدون تو شکنجه می شم

پیشم بمون

دیگه چیزی نمی گم آخریشه

کسی واسم شبیه تو نمی شه

بمون الهی من واست بمیرم 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 4267
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : doctorsaeed
تاریخ : سه‌شنبه 26 شهریور 1392
نظرات 0

تعداد بازدید از این مطلب: 3750
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : doctorsaeed
تاریخ : دوشنبه 25 شهریور 1392
نظرات 0

 

حالا که برگشتم با آرزوهایم...

افشین مقدم، خواننده معروف، پنجشنبه گذشته در یک حادثه رانندگی کشته شد و دوستان و علاقمندان خود را عزادار ساخت... افشین مقدم در بین دوستان و رفقا از محبوبیت خاصی برخوردار بود و تواضع و فروتنی او زبانزد همه بود. به طوری که شنیدیم، افشین پنجشنبه گذشته، حدود ساعت دو نیمه شب، پس از اجرای برنامه در باشگاه بانک سپه، به اتفاق سه تن از موزیسین‌های خود به قصد تفریح و استراحت، عازم شمال می‌شود که در نیمه‌های راه با اتوبوسی که از مشهد به طرف تهران می‌آمد، تصادف می‌کند و قبل از اینکه به بیمارستان برسد، فوت می‌کند...» این‌ها را سرویس هنری مجله اطلاعات دختران و پسران چند روزی بعد از اول مرداد 1355 با قلم درشت نوشت و یکی از عکس‌های افشین مقدم را با همان موهای فرفری و چشم‌های متعجب کنارش چاپ کرد. چهار سال قبلش، آلبوم «زمستون» با آهنگ‌هایی ملایم و لطیف و با تمی شبیه آهنگ‌های کورش یغمایی، دل جوان‌های آن وقت‌ها را برد و 36 سال بعد وقتی روی تیتراژ پایانی یک برنامه تلویزیونی به نام «بازیگران دیکتاتور» شنیده شد، خیلی‌ها پای تلویزیون، آدرنالین خونشان بالا زد. غافل از اینکه 5 سال پیش، آلبوم «زمستون» و «آخرین طبیب» افشین مقدم، خواننده سال‌های دور پیش از انقلاب، با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، آدرنالین خون خیلی از آدم‌ها عشق نوستالژی را بالا برده است.

باید کمی از شانس گفت. آن هم وقتی که سعید دبیری، ترانه‌سرای معروف (که برای کورش یغمایی و علیرضا افتخاری هم ترانه‌هایی گفته) از روزهایی تعریف می‌کند که افشین مقدم، در تراس رستورانی حوالی شمیران آواز می‌خوانده و دبیری اتفاقی سری به آنجا زده بوده و لوطی‌گری معروف افشین گل می‌کند و میز او را حساب می‌کند و دوستی‌شان با هم شروع می‌شود. در خلال همین رفاقت، ترانه ماندگار «زمستون» توسط دبیری گفته می‌شود و قصه خوب آلبوم‌هایی دوست‌داشتنی شروع می‌شود. بله؛ گاهی باید از شانس گفت.

زمستون گل کرد
استودیو بل، اولین جایی بود که آهنگ‌های ماندگار افشین مقدم را ضبط کرد. آن هم آهنگ‌هایی با سازهای اصل و نه کیبورد و کامپیوتر. البته بضاعت موسیقی دهه پنجاه، این اصیل بودن را می‌طلبید. آهنگ‌های افشین با ویولن، ویولن آلتو، ترومپت، ساكسیفون، پیانو، گیتار، فلوت، جاز (درامز) و قانون اجرا شده بودند كه همگی در استودیو حاضر بودند و هیچ صدایی هم بعداً میكس نشده بود. می‌دانید معنی این حرف چیست؟ یعنی آهنگ‌های افشین مقدم به صورت کامل زنده ضبط شده بودند و برای ضبط هر کدام از آنها، نوازندگان و خواننده و آهنگساز حضور داشتند. شاید به همین دلیل بود که با ورود آلبوم «زمستون» به بازار موسیقی، مقدم، به یک باره گل کرد و آنقدر طرفدار پیدا کرد که برای کلید زدن آلبوم بعدی، بلافاصله انگیزه پیدا کند. این آلبوم 18 تا آهنگ داشت و چیزی ‌توی مایه‌های پاپی بودکه با راک کمی قاطی شده باشد و حتی برعکس.

نوستالژی به میزان لازم
مثل اینکه آن سال‌ها طرفداری صداهایی توی مایه‌های افشین مقدم و آهنگ‌هایی که ریتمشان نه چندان تند و نه چندان آرام باشد، مد بوده. ترومپت‌های کشدار هم که روی شاخشان بود. کافی است از مامان و باباهایتان سوال بپرسید تا ببینید که چندان بی‌راه نمی‌گوییم. افشین مقدم و آهنگ‌های خوش‌ساختش هم از این قاعده مستثنی نبود و به همین دلیل در طول سه سال خوانندگی، دو بار به عنوان بهترین خواننده جوان سال ایران انتخاب شد. البته افشین، ظاهر خوبی هم داشت و همین او را برای جوان‌هایی که خودشان، بلوزهای تنگ با آستین‌های بالازده می‌پوشیدند و پاچه‌های شلوارشان روز به روز گشادتر می‌شد، جذاب‌تر می‌کرد. حضور او در برنامه‌های چشمک و6/8 معروف‌ترش کردند و تبدیل شدنش به یکی از اعضای اصلی گروه سه نفره «واریته» -که خوانندگان معروف دیگری هم داشت- روزبه روز به شهرتش اضافه کرد. البته ماندگاری آهنگ‌های او را نباید نادیده گرفت. قطعه‌های کاردرستی مثل «زمستون»، «جای تو خالی»، «مسافر» و «آخرین طبیب» که انصافا هم ترانه‌های خوبی دارند و هم خوش‌ساخت هستند و هم صدای باز افشین مقدم روی آنها خوش نشسته است. فضای کلی آهنگ‌ها هم آنقدر به موسیقی دهه پنجاه و آنچه خوراک مامان و باباهای ما بوده، نزدیک است که حالا بعد از بیش از سه دهه، از شرمندگی حس نوستالژیک دربیاید. البته اگر در آلبوم‌های «زمستون» و «آخرین طبیب» افشین که هر دو هم از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مجوز دارند، سیری بکنید، حتما از شنیدن بعضی آهنگ‌ها تعجب می‌کنید و دستتان می‌آید که این آهنگ‌ها را پیش از دیگران، افشین خوانده بوده و بعدها بقیه خواننده‌ها با خوشحالی، آنها را بازخوانی کرده‌اند.

سیمای مردی بر دیوار
خیلی از طرفدارهای دو آتشه مقدم نمی‌دانستند که خواننده محبوبی که با اسم کوچک افشین می‌شناختند، همان حسین آهنیان مقدم است. پسری که مهر 1324 به دنیا آمده بود و در همان دوران کودکی، شاگرد استاد عطا‌الله خرم بود. شاگردی که البته خوب توانست درس پس بدهد و خیلی زود توی دل همه خودش را جا کرد. بیشترین تصویری که از افشین در ذهن جوان‌های سه دهه پیش و حالا ما جا خوش کرده، تصویری از اوست که دست به کمر ایستاده و زل به لنز دوربین. بدون هیچ حالتی و ساعت مچی درشتش هم ساعت 8:45 را نشان می‌دهد. همان عکسی که بلافاصله بعد از گرفتن مجوز آلبوم‌هایش در سال 82 از ارشاد، پوستر شد و در کنار پوستر دیگر خواننده‌ها در فروشگاه‌های محصولات فرهنگی به در و دیوار کوبیده شد.

عمر این سفر کوتاه کوتاهه
«... حدود ساعت یک نیمه‌شب بود که تصمیم گرفتیم به شمال برویم. مقصد ما بیشه‌کلا بود. افشین رانندگی می‌کرد. حدود چهل کیلومتر به آمل مانده بود که او از یک سواری سبقت گرفت و به محض اینکه به سمت چپ جاده متمایل شد، اتوبوسی از مقابل رسید.... او مرتب از مرگ سخن می‌گفت. ترانه مسافرش را چندین بار خواند... می‌گفت از تمام فامیل خداحافظی کرده‌ام. وقتی حادثه پیش آمد، من و افشین به بیرون ماشین پرت شدیم و مدت‌ها کنار جاده بودیم. قسمت چپ بدنش به کلی خرد شده بود و خون زیادی از بدنش می‌رفت. بعد از مدتی یک شورلت به کمک ما آمد. افشین دیگر رمقی نداشت. او فقط به من نگاه می‌کرد. انگار می‌خواست به من حالی کند بهروز دیدی گفتم زندگی من همین جا تموم شده... اتومبیل به سرعت جاده هراز را طی می‌کرد... خدای من... افشین دیگر نگاهم نمی‌کرد...»
بهروز برزگر، محمد شاه‌نوری و رضا کیکاسری، همراهان افشین در سفر کذایی‌اش بودند. همان‌هایی که وقتی در بیمارستان به هوش آمدند، روایت بالا را برای مجله «جوانان امروز» تعریف کردند. افشین مقدم، با این تصادف درگذشت و در حالی که چند روزی از به دنیا آمدن دخترش، مینو نمی‌گذشت.
دوستانش هم برای مراسم چهلم او سنگ تمام گذاشتند و قطعه‌ای را با صدای کیوان، دوست صمیمی‌اش، ساختند. ناصر چشم‌آذر و امیر خسته هم او را در ساخت این قطعه کمک کردند و کمپانی آپولون آن را منتشر کرد. آهنگی که بر اساس آهنگ معروف زمستون و البته با تغییراتی در ملودی آن ساخته شد. در این آهنگ که به «گل‌افشین» معروف است و می‌توانید در انتهای آلبوم زمستون هم آن را بشنوید، از افکت راه رفتن، سوار اتومبیل شدن، حرکت، تصادف و صدای قلب و ... استفاده شده و همین‌ها آن را به قطعه‌ای سوزناک تبدیل کرده است.


دو آلبوم معروف و محبوب زنده یاد افشین مقدم، با نوازندگی و همراهی کیوان، در بازار رسمی موسیقی منتشر شده است

آلبوم «زمستون» با صدای افشین مقدم
پشت شب صبح سپیده
می توان ادعا کرد که زوج افشین و کیوان توی این آلبوم غافل گیرکننده که در اوایل دهه 1350 ضبط و منتشر شد، بوجود آمدند، درست وسط روزگاری که همه بابا و مامان های ما هم خواهان بسیاری تغییرات بودند، این زوج تقریبا ناجور (البته از لحاظ ظاهر، چون افشین ترکه ای بود و کیوان تپل!) معلوم بود که با ترانه ها و موسیقی متفاوت شان خیال داشتند آثاری نو و البته با نگه داشتن تمام معیارهای و مؤلفه های محبوب و به اصطلاح «پاپ» موسیقی آن روزگار خلق کنند. ترانه های جاودانه «زمستون»، «مسافر»، «به من نخند» و «فانوس ماه» در این آلبوم به جوان های معترض و خسته از ترانه های خنثی، بی محتوا و بی بخار رایج آن روزگار معرفی شدند. ترانه ماندگار «زمستون»، اثر سعید دبیری همان گونه که سبک رمانتیک مختص به همان دوران را کاملا حفظ می کند، در عین حال می تواند با نسلی که چیزی بیش تر از یک آهنگ فقط «قشنگ» و گوش نواز را می خواهند، به راحتی ارتباط برقرار کند؛ «...گل و گلدون چه شب ها/ نشستن بی بهانه/ واسه هم قصه گفتن عاشقانه...». زوج افشین و کیوان، ترانه های خوبی که در اختیارشان قرار داده می شد را با سبک و گونه های متفاوتی هم اجرا می کردند و این از تسلط آن ها به موسیقی پاپ و روز دنیا ناشی می شود، به عنوان مثال آهنگ «به من نخند» یک قطعه پرضرب و با ریتم نسبتا تند است و «فانوس ماه» یک «بالاد» آرام با ته مایه های اسپانیش، که رفته رفته به یک «بالاد» نسبتا تند مبدل می شود.


آلبوم «آخرین طبیب» با صدای افشین مقدم و کیوان
جای تو خالی
شاید «آخرین طبیب» به اندازه «زمستون» همه گیر و مبدل به موسیقی مردمی نشد، اما در عوض آهنگ هایی را به کلکسیون های پی گیران جدی موسیقی کشورمان تقدیم کرد، مثل قطعه «جای تو خالی»اش که در واقع آهنگی است با رگه های سبک بلوز که از روی ملودی های مدرن پیانوی آن هم می توان این لحن را کاملا حس کرد. یا مثلا در آهنگ «ستاره» که نوای ترومپت آن تا حدی گونه این آهنگ را به شاخه «جز» نزدیک می کند. بنابراین می بینیم که افشین و کیوان می توانند جزو یکی از گروه های 2نفره پیش تاخته موسیقی ایران قرار بگیرند که سعی داشتند موسیقی پاپ آن روزگار را یک جوری به موسیقی روز جهان نزدیک کنند. البته توی این مجموعه قطعه هایی هم مثل «به امیدت می مونم» (البته باصدای کیوان) هست که بیش تر مشابه قطعه های پاپ آن موقع (مثلا نزدیک به لحن کارهای واروژان یا منفردزاده) است، یا قطعه «غریبونه» که اصلا با ملودی ای است که بعدها توسط واروژان برای یکی از خواننده های دیگر پاپ تکرار شد یا شاید ادای دینی به افشین و کارهایش بود

همسر افشین، ستاره سابق سینمای  ایران " آرزو" بود که از وی دختری به نام"مریم" دارد.پس از طلاق، افشین با دختری ۱۹ ساله به نام "منیژه" ازدواج نمودکه در زمان مرگ افشین،از وی دختر دیگری به نام"مینو" داشت که تنها بیست روزش بود

 

 

 

 

 

 

 

 

موزیک بی کلام زمستون

 

برروي تصويرراست كليك كرده وplayراانتخاب نماييد

 

 

دانلود:http://uploadtak.com/images/545_zemeston.swf

زمستون

خواننده:افشین مقدم

ترانه:سعیددبیری

آهنگ ساز:ناصر چشم آذر

 

زمستون، تن عریون باغچه، چون بیابون، درخت ها، با پاهای برهنه زیر بارون

نمی دونی، تو که عاشق نبودی، چه سخته، مرگ گل برای گلدون

گل و گلدون، چه شب ها، نشستند بی بهانه، واسه هم قصه گفتند عاشقانه

چه تلخه، چه تلخه، باید تنها بمونه قلب گلدون

مثل من، که بی تو، نشستم زیر بارون زمستون

 

زمستون، برای تو قشنگه پشت شیشه، بهاره، زمستون ها برای تو همیشه

تو مثل من زمستونی نداری، که باشه لحظه چشم انتظاری

گلدون خالی ندیدی، نشسته زیر بارون، گل های کاغذی داری توی گلدون

تو عاشق، نبودی، ببینی تلخ روزای جدایی

چه سخته، چه سخته، نشینم بی تو با چشم های گریون

نشینم بی تو با چشم های گریون

بشینم بی تو با چشم های گریون

تعداد بازدید از این مطلب: 15976
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : doctorsaeed
تاریخ : شنبه 23 شهریور 1392
نظرات 0

سازمان غذا و داروي آمريکا زيوپتان (ZIoptan)   که محلول چشمي تافلوپروست Tafluprost Ophtalmic    Solution  0/0015   درصد است را مورد تاييد قرار داده است

تافلوپروست(TAFLUPROST)

اولین قطره چشمی پروستاگلاندین بدون محافظت کننده که در درمان بیماران مبتلا به گلوکوم با زاویه باز بکار میرود.لازم به ذکر است که مواد محافظت کننده موجود در قطره های چشمی میتواند علائم ونشانه های بیماری را بدتر کند.

. زيوپتان اولين آنالوگ پروستاگلندين به شکل محلول چشمي و بدون ماده نگهدارنده است که مورد تاييد اين سازمان قرار مي‌گيرد. قابليت زيوپتان در کاهش فشار داخل چشمي در مبتلايان به گلوکوم زاويه باز يا مبتلايان به فشارخون بالاي چشمي است گلوکوم زاويه باز شايع‌ترين نوع گلوکوم و فشارخون بالاي چشمي، عارضه‌اي است که با افزايش فشار داخل چشمي تشخيص داده مي‌شود. آنالوگ‌هاي پروستاگلندين اغلب به عنوان خط اول درمان براي کاهش فشار داخل چشمي در مبتلايان به گلوکوم زاويه باز تجويز مي‌شوند. بنابراين تاييد زيوپتان از سوي سازمان غذا و داروي آمريکا گزينه درماني تازه و موثرتري در کاهش فشار داخل چشمي در اختيار چشم‌پزشکان قرار مي‌دهد. پيش‌بيني مي‌شود زيوپتان به زودي براي درمان بيماران زيادي مورد استفاده قرار گيرد.
زيوپتان ممکن است تغييراتي در مژه‌هاي چشم تحت درمان با اين دارو ايجاد کند. اين تغييرات شامل افزايش طول، رنگ، ضخامت، شکل و تعداد مژه‌هاست. تغييرات ايجاد شده در مژه‌ها به‌طور معمول پس از قطع مصرف دارو برگشت‌پذيرند. مواردي از تغيير در بافت‌هاي پيگمانته متعاقب مصرف زيوپتان گزارش شده است. شايع‌ترين اين تغييرات عبارت بودند از افزايش پيگمانتاسيون عنبيه، بافت اطراف چشم (پلک) و مژه‌ها. انتظار مي‌رود با ادامه مصرف زيوپتان پيگمانتاسيون افزايش يابد. به نظر مي‌رسد پس از قطع مصرف زيوپتان پيگمانتاسيون عنبيه دايمي است، در حالي که پيگمانتاسيون بافت اطراف چشم و پلک‌ها برگشت‌پذير گزارش شده است.
تاييد زيوپتان توسط سازمان غذا و داروي آمريکا براساس 5 مطالعه انجام شده روي 905 بيمار در فاصله زماني 2 سال بود. در اين مطالعات اثربخشي و ايمني هر دو فرمولاسيون حاوي ماده نگهدارنده و بدون ماده نگهدارنده تافلوپروست مورد بررسي قرار گرفت. چنين نتيجه‌گيري شد که زيوپتان در مقايسه با شکل ديگر تافلوپروست در کاهش فشار داخل چشمي موثرتر است. در اين مطالعات دو ساله، مصرف روزانه زيوپتان در ماه سوم مصرف 6 تا 8 ميلي‌متر جيوه و در ماه ششم 5 تا 8 ميلي‌متر جيوه ميزان فشار داخل کره چشم را کاهش داد. (فشار پايه داخل چشمي 26-23 ميلي‌متر جيوه). شرکت «مرک» پيش‌بيني کرده است

 

تعداد بازدید از این مطلب: 5820
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : doctorsaeed
تاریخ : جمعه 22 شهریور 1392
نظرات 0

 

سفر كرده ازآلبوم ياداستاد

شاعر:استادمعيني كرمانشاهي

آهنگ ساز:استادتجويدي

خواننده:استادعلي رضاافتخاري


کجا سفر رفتی؟ که بی خبر رفتی؟
اشکم را چرا ندیدی؟ از من دل چرا بریدی؟
پا(دست) از من چرا کشیدی؟ که پیش چشمم بر( ره) دگر رفتی؟
بیا به بالینم که جان مسکینم تاب غم دگر ندارد جز بر تو نظر ندارد
جان بی تو ثمر ندارد مگر چه کردم که بی خبر رفتی
چه قصه ها که از وفا گفتی با من
توبی محبتی کنون جانا  یا من
توچنان شرر به خدا خبر ز خدا نداری
رود آتشت سر آن سرا که تو پا گذاری
سوز دلم را تو ندانی آتش جانم ننشانی
باغمت در آمیزم از بلا نپرهیزم

پیش از آن برم بنشین کز میانه برخیزم

رو به تو کردم به خدا خو به تو کردم که هم آواز (هم آغوش) (وفادار)(خریدار) تو باشم
دل به تو بستم به امیدت بنشستم که غزل ساز( قدح نوش) (خريدار)(سزاوار) تو باشم
چه شود اگر نفس سحر خبری ز تو آرد
به کس دگر نکنم نظر كه
دلم نگذارد
رفتی و صبر و قرار مرا بردی
طاقت این دل زار مرا بردی

 

 

براي دانلوداين كليپ باكيفيت بالاوفرمتwmv به نشاني زير درسايت  آپارات مراجعه نماييد

 

 

http://www.aparat.com/v/z5LGZ

 

تعداد بازدید از این مطلب: 5286
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : doctorsaeed
تاریخ : جمعه 22 شهریور 1392
نظرات 0

(بازگشته)قسمت دوم سفرکرده

شعر:معینی کرمانشاهی

خواننده:استاد علیرضا افتخاری

آلبوم:یاداستاد
آهنگ:علی تجویدی
دستگاه:اصفهان

امید جانم ز سفر بازآمد
شکر دهانم ز سفر بازآمد
عزیز آن که بی خبر
به ناگهان رود سفر
چو ندارد دیگر دلبندی
به لبش ننشیند لبخندی
چو غنچه ی سپیده دم
شکفته شد لبم ز هم
که شنیدم یارم بازآمد
ز سفر غمخوارم بازآمد

همچنان، که عاقبت
پس از همه شب بدمد سحر
ناگهان نگار من ، چنان مه نو آمد از سفر

من هم ، پس از آن دوری
بعد از،غم مهجوری
یک شاخه ی گل ، بردم به برش

دیدم ، که نگارِ من
سرخوش ، ز کنار من
بُگذشت و به)بعد( بر، یار دگرش      (حذف شده دراجرای اول)
 

وای، از آن گلی که دست من بود
خموش و یک جهان سخن بود

 
گل ، که شهره شد به بی وفایی
زِ دیدن چنین جدایی
ز غصه پاره پیرُهن بود

 

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 4654
|
امتیاز مطلب : 73
|
تعداد امتیازدهندگان : 29
|
مجموع امتیاز : 29


سعیدخسروي دکترداروسازودبیربازنشسته زیست شناسی هستم، که امروز درکناررب النوع رافت وشفقت ومهربانی روزگارمی گذرانم.آن عزیزی که نهال مهرومحبتش همچنان درفضای زندگیم گل افشانی وعطرافشانی می کند **عزيزان برداشت ازوبلاگ باذکرماخذ آزاد می باشد**


عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران