ترانه زیبای تا تو برگردی با صدای اساتيدمهدي سپهرو پرویز طاهری
پشت این لب های بسته
چهره ی از غم شکسته
یه نفر غمگین نشسته
تا تو بر گردی
می خونه نالون و خسته
تا تو برگردی
چشمای من در پی فردایی روشن
می ریزه اشکم به دامن
تا تو برگردی
تا تو برگردی
لبهای من داره فریاد از زمونه شعر دلتنگی می خونه
تا تو بر گردی
تا تو بر گردی
با نگاهم آسمون ها رو می گردم به امید روی ماهت
تا تو بر گردی
روح و جانم به فدای هر نگاهت می شینم بر خاک راهت
تا تو برگردی
تا تو بر گردی
مونده بر لب آه سردی اشک سرخ و رنگ زردی
از دو عالم بر ندارم
تا تو برگردی
لحظه ها رو می شمارم
تا تو برگردی
چشمای من در پی فردایی روشن
می ریزه اشکم به دامن
تا تو برگردی
تا تو برگردی
لبهای من داره فریاد از زمونه شعر دلتنگی می خونه
تا تو برگردی
تا تو برگردی
















غافل گیرکننده که در اوایل دهه 1350 ضبط و منتشر شد، بوجود آمدند، درست وسط روزگاری که همه بابا و مامان های ما هم خواهان بسیاری تغییرات بودند، این زوج تقریبا ناجور (البته از لحاظ ظاهر، چون افشین ترکه ای بود و کیوان تپل!) معلوم بود که با ترانه ها و موسیقی متفاوت شان خیال داشتند آثاری نو و البته با نگه داشتن تمام معیارهای و مؤلفه های محبوب و به اصطلاح «پاپ» موسیقی آن روزگار خلق کنند. ترانه های جاودانه «زمستون»، «مسافر»، «به من نخند» و «فانوس ماه» در این آلبوم به جوان های معترض و خسته از ترانه های خنثی، بی محتوا و بی بخار رایج آن روزگار معرفی شدند. ترانه ماندگار «زمستون»، اثر سعید دبیری همان گونه که سبک رمانتیک مختص به همان دوران را کاملا حفظ می کند، در عین حال می تواند با نسلی که چیزی بیش تر از یک آهنگ فقط «قشنگ» و گوش نواز را می خواهند، به راحتی ارتباط برقرار کند؛ «...گل و گلدون چه شب ها/ نشستن بی بهانه/ واسه هم قصه گفتن عاشقانه...». زوج افشین و کیوان، ترانه های خوبی که در اختیارشان قرار داده می شد را با سبک و گونه های متفاوتی هم اجرا می کردند و این از تسلط آن ها به موسیقی پاپ و روز دنیا ناشی می شود، به عنوان مثال آهنگ «به من نخند» یک قطعه پرضرب و با ریتم نسبتا تند است و «فانوس ماه» یک «بالاد» آرام با ته مایه های اسپانیش، که رفته رفته به یک «بالاد» نسبتا تند مبدل می شود.









