اطلاعات دارويي به کانال اطلاعات وتازه های دارویی درتلگرام بپیوندید@drsaeedkhosravi

آمار مطالب

کل مطالب : 791
کل نظرات : 107

آمار کاربران

افراد آنلاین : 0
تعداد اعضا : 2

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 6
باردید دیروز : 22
بازدید هفته : 930
بازدید ماه : 1396
بازدید سال : 1739
بازدید کلی : 1739
نویسنده : doctorsaeed
تاریخ : پنج‌شنبه 03 مرداد 1392
نظرات 0

تعداد بازدید از این مطلب: 3213
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : doctorsaeed
تاریخ : پنج‌شنبه 03 مرداد 1392
نظرات 0

تعداد بازدید از این مطلب: 3869
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : doctorsaeed
تاریخ : پنج‌شنبه 03 مرداد 1392
نظرات 0

تعداد بازدید از این مطلب: 3645
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : doctorsaeed
تاریخ : چهارشنبه 02 مرداد 1392
نظرات 0

 

دارم میرم...دارم میرم

چه راهی بی تو در پیشه

باید آغوش رو کوتاه کرد

 

    که رفتن سخت تر می شه

 

          دارم می رم ولی ای کاش

 

            به تو عادت نمی کردم

 

         بهت قولی نمی دم چون

 

      می دونم برنمی گردم

 

دارم می رم از این خونه

 

       شاید تقدیرم این باشه

 

           فقط ترس من از اینه

 

              که دستم از تو کوتاه شه

 

            همین خوبه که خوابیدی

 

        نمی بینی دارم می رم

 

   گاهی مرگم حریفم نیست

 

من از دلتنگی می میرم

 

 

متن آهنگ شاید برای شما هم اتفاق بیفتد

شاعر:افشین مقدم

آهنگ ساز:فوادحجازی

خواننده:نیمامسیحا

 

به شانه های سست باد منم که تکیه داده ام

به این دوچشم بی گناه عذاب گریه داده ام

منم که از کوه خودم، همیشه کاه ساختم

برگ برنده داشتم ولی همیشه باختم

من از تمام آسمان به یک ستاره دلخوشم

تویی که طول می کشی، منم که وقت می کشم

نگاه کن صداقتم اسیر صد فریب شد

دل من از هرچه که بود همیشه بی نصیب شد

صبح ندیده عمرمان، زود غروب می شود

تو خوب زندگی کن و ببین چه خوب می شود

کسی برای عاشقی حکم قفس نمی دهد

جرم نکرده آدمی تقاص پس نمی دهد

 

تعداد بازدید از این مطلب: 6043
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : doctorsaeed
تاریخ : یکشنبه 30 تیر 1392
نظرات 0

 

 

 

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 2630
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : doctorsaeed
تاریخ : شنبه 29 تیر 1392
نظرات 0

تعداد بازدید از این مطلب: 3833
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : doctorsaeed
تاریخ : شنبه 29 تیر 1392
نظرات 0

تعداد بازدید از این مطلب: 3487
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : doctorsaeed
تاریخ : شنبه 29 تیر 1392
نظرات 0

تعداد بازدید از این مطلب: 3837
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


نویسنده : doctorsaeed
تاریخ : جمعه 21 تیر 1392
نظرات 0

 

 

 

 


To tell the whole world of the lo-ove that we share
If I were a merchant I'd bring you six diamonds
With six blood red roses for my-y love to wear

But I am a simple man, a poor common farmer
So take my six ribbons to tie back your hair
Yellow and brown, blue as the sky
Red as my blood, green as your eyes

If I were a nobleman I'd bring you six carriages
With six snow white horses to take you anywhere
If I were the emperor (yellow and brown)
I'd build you six palaces (blue as the sky)
With six hundred servants (red as my blood)
For comforting fare (green as your eyes)

But I am a simple man, a poor common far-armer
So take my six ribbons to tie back your hair

If I were a minstrel I'd sing you six lo-ove songs
To tell the whole world of the lo-ove that we share
So be not afraid my love, you're never alo-one love
While you wear my ribbons tyin' back your hair

Once I was a simple man, a poor common farmer
I gave you six ribbons to tie back your hair
Too-ra-lee, too-ra-lie, all I can share
Is only six ribbons, tyin' back your hair
(Too-ra-lee, too-ra-lie, all I can share)
I gave you six ribbons to tie-ie back your hair

 

اگر شاعر بودم برایت شش شعر عاشقانه می سرودم
تا عشقمان را به تمام دنیا فریاد بزنم
اگر تاجر بودم برایت شش الماس می آوردم
با شش گل رز به رنگ خون برای عشقم تا خود را بپوشاند

اما من مرد ساده ای هستم، یک کشاورز فقیر معمولی
پس این شش روبان را بگیر تا موهایت را با آن ببندی
زرد و قهوای، آبی مثل آسمان
سرخ مثل خون درون رگهایم، سبز مثل رنگ چشمانت

اگر یک نجیب زاده بودم برایت شش کالسکه می آوردم
با شش اسب سفید به رنگ برف تا تو را به همه جا ببرم
اگر یک امپراطور بودم ( زرد و قهوه ای )
برایت شش قصر می ساختم ( آبی مثل آسمان)
با شش صد خدمتکار ( سرخ مثل خون )
برای نهایت آرامش و راحتی ( سبز مثل چشمانت)

اما من یک مرد ساده هستم ، یک کشاورز فقیر
و این شش روبان رو تقدیم میکنم تا موهایت را ببندی

اگر یک شاعر بودم برایت آوازی از شعر شعر عاشقانه می خواندم
تا به تمام دنیا از عشقی که ما را به هم پیوند میزند بگویم
پس عشق من هرگز نگران نباش، تو هیچ وقت تنها نیستی
تا وقتی که با شش روبان من موهایت را بسته ای

و من مرد ساده ای بودم، یک کشاورز فقیر معمولی
شش روبان به تو تقدیم کردم تا موهایت را ببندی
تمام آنچه که می توانستم تقدیمت کنم
فقط شش روبان است، برای بستن موهایت
تمام آنچه می توانستم تقدیمت کنم
همان شش روبان بود تا موهایت را ببندی


 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 3884
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : doctorsaeed
تاریخ : جمعه 21 تیر 1392
نظرات 0

 

 

مبتلا(آرزوي گم كرده)

ازآلبوم هواي تو

ترانه سرا:رهي معيري

آهنگساز:استادتجويدي(محمدرضاچراغعلي)

خواننده:استادافتخاري

نه هم زباني نه هم نوايي تا  بگويم من زعشقت حكايتي

 نه مهرباني نه چاره سازي تا كنم از سوز پنهان شكايتي

نواي منيبينواي تو ام بلاي مني مبتلا ي تو ام

منم غباري به كوي تو منم كه مستم به بوي تو

 سرود مني چنگ وعود مني وجود مني تار و پود مني

منم غباري به كوي تو منم كه مستم به بوي تو به بوي تو

من كه در دام هلاك افتا ده ام 

من كه چون اشكي به خاك افتاده ام

عاشقي، ديوانه اي، افسرده جانم  بي دلي، بي حاصلي، بي آشيانم

من كيم، درد آشنايي، بي نصيبي، بينوايي

منم غباري به كوي تومنم كه مستم به بوي تو

متن اصلی ترانه

آرزو گم کرده

نه همزباني، نه همنوايي

تا به او بگويم زعشقت حکايتي

نه مهرباني، نه چاره سازي

تا کنم از سوز پنهان شکايتي

نواي مني، بينواي توام

 بلاي مني، مبتلاي توام

شور ومستي، تويي تويي

نور هستي، تويي تويي

منم غباري به کوي تو

سرود مني ، چنگ وعود مني

وجود مني، تارو پود مني

جام وساقي، تويي تويي

عشق باقي،تويي تويي

منم که مستم، به بوي تو

من که در دام هلاک افتاده ام

من که چون اشکي به خاک افتاده ام

عاشقي، ديوانه اي، افسرده جانم

بي دلي، بي حاصلي، بي آشيانم

من کيم درد آشنايي

بي نصيبي بي نوايي

هر شب، افسانه اي دارد دل ديوانه من

بشنو اي مرغ شبي، راز من وافسانه ي من

رهي، تا چند سوزم در دل شب ها چو کوکب

به اقبال شرر نازم، که دارد عمر کوتاهي

 

تعداد بازدید از این مطلب: 5187
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


سعیدخسروي دکترداروسازودبیربازنشسته زیست شناسی هستم، که امروز درکناررب النوع رافت وشفقت ومهربانی روزگارمی گذرانم.آن عزیزی که نهال مهرومحبتش همچنان درفضای زندگیم گل افشانی وعطرافشانی می کند **عزيزان برداشت ازوبلاگ باذکرماخذ آزاد می باشد**


عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران